م. قزوینی
آزاد تبریز- چند سال پیش وقتی با جمعی از دانشجویان فعال آذربایجانی آشنا شدم و فعالیت های خود را به کمک آنان آغاز کردم، اولین توصیه ای که از دوستان سابقم شنیدم این بود که همواره توجه داشته باشم تا کارهایم به گونه ای نباشد که تجزیه طلبان از آن بهره مند گردند. آنها این گونه عنوان می کردند ما تا زمانی تبدیل به دشمن تو نخواهیم شد که به این گربه، یعنی نقشه ایران، اعتقاد داشته باشی…
به خاطر دارم که یک بار برای گرفتن مجوز تکثیر یک نشریه ادبی قرار شد که من به مسئولین دانشگاه مراجعه کنم، چون مسئولین برای دفعه اول بود که با من مواجه می شدند قبل از اینکه به بحث در مورد نشریه بپردازند، اقدام به پرس و جو در مورد نظر من نسبت به مسئله آذربایجان می کردند، و وقتی جواب های مبهم مرا می شنیدند شروع به نصیحت می کردند. شنیدن این نکته که فعالیتها نباید خدشه ای به تمامیت ارضی ایران وارد کند، برایم تکراری شده بود. تعجبم از این بود که نشریه مذکور یک نشریه ادبی شامل چند شعر عاشقانه و یا وصف طبیعت بود ولی برخورد مسئولین به گونه ای می نمود که انتشار آن همانند حمله روسها به ایران و مترادف احتمال جدایی برخی اراضی ایرانی است… پس از گرفتن مجوز، یکی از معاونین حراست با دعوتی مؤدبانه مرا به دفترش احضار نمود و همان حرفهای تکراری را دوباره گویی کرد، او گفت که “حفظ نظام و کشور باید اولویت همه باشد اما نظام بدون کشور ایران معنی پیدا نمی کند”…