دول حاکم بر ایران قریب صد سالست که بدون وقفه ، فرهنگ ، زبان و ... تورکها که یکی از عناصر اصیل این کشور کهن میباشند را مورد هدف قرار داده اند . فارسها که در این روند بنوعی بر کشور حاکمیت داشته اند از این سیاست ضد تورک و تحقیر ملت بزرگ تورک هیچگاه صرفنظر ننمودند . این دشمنی و عقده فارسها همواره تورکهای آذربایجان را درابعادی جدی ناراحت ساخته است . بحران کاریکاتور ماه مه سال 2006 در واقع قدرت سیل گونه تورکهای آذربایجان را به حکومت شوونیستی اینکشور نشان داد. حکومت ایران که از وقایع مورد بحث درس عبرت نگرفته و بشکلی بدتر از گذشته فشار خود را افزایش داده و بدین ترتیب مسئله ترس و لوگوفوبی حکومت ایران از تورکهای آذربایجان شکلی مزمن بخود گرفته است.
بعنوان مثال تمامی تصاویر و سمبلهائی که برای نشان دادن تورکها بکار میرود نیز ممنوع اعلام گردیده و استفاده از آنها مجاز نیست . در انجمن موسیقی تبریز که محل گردهمائی هنرمندان آذربایجانی محسوب میگردد ،تصویر دده قورقوت از جای خود کنده شده است . سپس دستندرکاران این انجمن مقامات مسئول را در مورد اینکه دده قورقوت یک شاعر مردمی بوده و یکی از شخصیت های ادبی تورک میباشد ، مطلع ساخته ! و این ممنوعیت حذف گردیده است.
سیاست تغییر اسامی تورکی اماکن با اسامی ساختگی فارسی که در زمان رژیم منحوس پهلوی آغاز گردیده بود بدون هیچ تغییری همچنان ادامه دارد . هدف همه این سیاست های کثیف نیز همانند دیگر انواع مشابه نابودسازی " زبان تورکی " میباشد . حکومت ایران در اقدامی واقعا مسخره نام کوچه " آغاچ " در تبریز را به کوچه درخت ! و پل " قاری" را نیز به نام پیرزن !! تغییر داده است . در حالیکه مقامات مسئول در این راستا گفته اندکه در تغییر اسامی مورد بحث معنا و مفهوم آنها را تغییر نداده اند ، معمولا این تغییرات در فواصل زمانی که افکار عمومی مشغول نکته دیگری میباشد ، انجام میگیرد . یکی دیگر از این نمونه ها شهر قدیمی تورک یعنی " سولدوز " است.
سولدوز یکی از شهرهای اصیل تورک بوده و از صدها سال بدینطرف با همین نام خوانده میشده ولی حکومت های شوونیستی ایران نام این شهر را به کلمه فارسی و بی معنی " نقده " تغییر داده اند . گرچه مردم با فرهنگ و آگاه شهر برای تغییر این نام به " سولدوز " بارها به جمع آوری امضاء پرداخته و آنرا تقدیم حکومتهای کشور نمودند ولی نتیجه ای بدست نیآورده اند . تورکهای ایران نیز در مقابل این اقدامات شوونیستی فارسها تصمیم گرفته اند تا در نقشه ها ، کتب ، روزنامه ها و مجلات خود در مقابل نام فارسی این شهرها نام تورکی آنرا نیز قید نمایند .
حکومت ایران تنها با اسامی شهر ، روستا ، خیابان و کوچه کاری نداشته همچنین به تابلوهای تورکی نیز کار دارد . تابلوهای اماکن کاری در آذربایجانشرقی که بنام قهرمانانی همانند ستارخان ، باقر خان و یا محمد خیابانی مزین میباشند ، از طرف نیروهای وزارت اطلاعات امنیت کشور توقیف میگردند . یکی دیگر از اقدامات دیگر و مضحک رژیم در این زمینه از طرف وزارت صنایع و بازرگانی صورت گرفته و کلمات تورکی در اتیکت های اجناسی که در آذربایجان شرقی تولید شده و بفروش میرسند ، حذف گردیده اند .
آخرین سیاست آسیمیلاسیون مورد بحث حکومت ایران در مراسم سالگرد درگذشت شهریار شاعر بزرگ آذربایجانی اتفاق افتاد . تلویزیون ایران بجای اینکه از هویت تورک و خدمات این شاعر بزرگ به زبان تورکی سخن بمیان آورد ، سرودن اشعار فارسی او را آگراندیسمان کرده و مطرح نمود .
حکومت تهران که نسبت به زبان ، ادبیات و خود تورکها به این اندازه حساسیت داشته و آنها را بعنوان تابلوی هدف خود درآورده است ، اقدامات منفی خود بر علیه آنها را ادامه میدهد . فشار بی امان بر گروههای ملی گرای تورک و فعالان این راه مقدس توسط وزارت اطلاعات و امنیت کشور در استانهای آذربایجان غربی ، شرقی و اردبیل که بعلت سالگرد بحران کاریکاتور سال گذشته آغاز گردیده بود همچنان ادامه دارد .
در این راستا فعالان حرکت ملی آذربایجان با تلفن به قرارگاههای نیروهای انتظامی دعوت گردیده و به آنها در راستای متوقف نمودن فعالیت های خود هشدار داده شده و حتی از بعضی از آنها در راستای عدم تکرار فعالیت های خود تعهد گرفته شده است . کسانیکه وقعی به این تهدیدها نگذاشته و یا تعهدنامه ها را امضاء نکرده اند بمدت بیست روز در بازداشتگاهها تحت بازجوئی قرار گرفته اند . مطمئنا در این بیست روز بسیاری از فرزندان غیور آذربایجان تحت شکنجه های بدنی و روحی قرار گرفته و مجبور به امضای تعهدنامه کثیف مذکورگردیده اند .